تنها در ۲۰ دقیقه از کاهش ۲۰درصدی هزینه هایتان شگفت زده شوید!

20 گزارش با ارزش

20 گزارش با ارزش

تنها در ۲۰ دقیقه از کاهش ۲۰درصدی هزینه هایتان شگفت زده شوید!

دوباره صبح شد و من کلی کار دارم، می دونم که امروز به هیچ کاری نمی رسم کاش شب نمی شد کاش نمی خوابیدم، من چرا انقدر همیشه زمان کم میارم، کنترل این همه ماشین و راننده خیلی سخته ۲۴ .ساعت زمان برای سر و کله زدن با این همه عدد درهم بر هم خیلی کمه.چه جوری میشه جمع و جورش کرد آخه؟ خدای من گزارشاتی که امروز باید ارائه بدم همه مونده مطمئنم که دیگه صدای همه در میاد باید برم شرکت .شاید بتونم نصف کارامو انجام بدم.

پروردگارا ساعت ۸:۳۰ شد و من کلافه تر از همیشه. سیستم رو روشن کردم تکیه دادم به صندلی و یه دور چرخیدم. الان رو به روی مانیتورم. داشبورد سامانه مدیریت ناوگان چه دلبری می کنه. اولین آیکون رو با بی حوصلگی انتخاب کردم رنگای روی نقشه توجهم رو جلب کرد. به سمت میز متمایل شدم یکی از ماشینا رو انتخاب کردم …جالبه..آخرین نقطه ای که هر خودرو وایساده رو نشون میده! کنجکاو شدم دومین آیکون بالای داشبورد رو انتخاب کردم…کارکرد خودرو…تنظیمات رو باز کردم..واقعا شگفت زده شدم تو آیتم کارکرد کل گزارشاتی که باید امروز تحویل می دادم رو با چشمام می دیدم. سوخت رو انتخاب کردم ۵ تا از ماشینای سازمان رو تصادفی وارد کردم و یه لحظه جرقه ای تو ذهنم زد که داده های یک ماه پیش رو با این ماه مقایسه کنم.اعداد جادوئی بود!

ماشین حساب رو به سرعت از کشو درآوردم کافی بود چهار تا جمع و ضرب بزنم۲۰  درصد کاهش مصرف سوخت! هزینه ها رو چک کردم باید با اطمینان بیشتری گزارش هارو ارائه بدم. مصرف ماه پیش هر خودرو رو ضرب در ۳۰ کردم، ۲٫۴۰۰٫۰۰۰ تومان حالا باید این ماه رو حساب کنم عالیه! ۱٫۹۲۰٫۰۰۰ تومان …یعنی هر ناوگان ماه پیش ۴۸۰٫۰۰۰ تومان هزینه اضافه داشته…با خودکار قرمز بالای کاغذ گزارش سوخت نوشتم. ساعت ۸:۳۲ شده بود. رفتم سراغ زمان کارکرد. یه خورده شک داشتم که اعداد درست باشه واسه همین تو این مورد اردیبشهت سال پیش رو با اردیبهشت همین سال مقایسه کردم. اینجوری عدد درست تری بهم میده. وباز هم ۲۰ درصد کاهش زمان کارکرد. آخه چطور ممکنه؟ مگه قبلا چیکار میکردن که الان ۲۰ درصد کاهش  داریم؟ باید مطمئن شم. میرم سراغ کارکرد درجا و بازهمون زمان همون خودروها همون مقایسه…چشمام گرد شد۲۰  درصد کاهش در کارکرد درجا…این یعنی قبلا ماشین مدت زمان زیادی رو الکی روشن بوده. مسافت، سرویس وزن بار و مجموع وزن با یه میانگین گرفتن و رند کردن اعداد باز به همون بیست درصد کاهش رسیدم. همه گزارشا یه جا تو یه جدول. کافی بود از خروجی اکسلی که سیستم بهم می داد یه پرینت بگیرم. ساعتو نگاه کردم ۸:۳۷ . سر ذوق اومدم کمتر از ۱۰ دقیقه گذشته بود و من کل گزارشاتی که باید به رئیس می دادم و تمام هفته پشت گوش انداخته بودم رو میزم داشتم.

با چشمای برق زده آیکون سوم رو انتخاب کردم… گزارش رویدادها… توی گزارش رویدادها تغییر وضعیت سوئیچ رو انتخاب کردم و یه گزارش کامل از روشن و خاموش بودن خودروها داشتم. حس می کردم نامرئی شدم مثل یه عقاب با چشمای تیز بینم همه چی رو زیر نظر دارم. ساعت ۸:۴۵ بود و تمام گزارشای مربوط به حضور ماشینا توی محدوده ها، خاموش و روشن بودنشون، ورورد به محدوده، خروج از محدوده حتی دمای موتورشون رو روی دسکتاپم سیو کرده بودم.انگشتای دستمو توی هم قفل کردمو کف دستمو به سمت بیرون فشار دادم.صدای خوشایندی داشت.بی خوابی دیشب رو از تنم بیرون برد.با اقتدار به صندلی تکیه دادم  و رفتم سراغ تعمیر و نگهداری.به محض باز کردن داشبورد متوجه شدم  ۴ تا ازکامیون ها نیاز به تعویض روغن داشتن.اسمشون و با شماره پلاک رو کاغذ بغل دستم نوشتم و شروع کردم هزینه های تعمیرات نگهداری سه ماه پیش همه ماشینارو به تفکیک خروجی اکسل گرفتم.عالی بود.با تغییر هر شاخص نمودار آنلاین جلو چشمم بالا پائین می شد و این اطمینان قلب رو بهم می داد که اطلاعات بروز دارم.هزینه ها رو به تفکیک خودرو استخراج کردم.حتی محصولی که استفاده شده بود با برندش رو میشد تو یه جدول دید و قابلیت تغییر هم وجود داشت.خروجی اکسل گرفتمو و با یه فرمول ساده هزینه های یک ماه پیش رو با این ماه مقایسه کردم اصلا دور از ذهن نبود قطعا وقتی هزینه های سوخت و مسافت و کارکرد درجا ۲۰ درصد کاهش پیدا کرده تعمیرات نگهداری هم با این نظم همون مقدار کاهش پیدا میکنه…و کاملا درست بود..۲۰ درصد کاهش هزینه های تعمیرات و نگهداری.

ساعت ۸:۴۸ بود و من فقط داده های مربوط به عملکرد راننده هارو می خواستم.توی کمتر از ۲ دقیقه آیکون گزارش عملکرد رو انتخاب کردم و تاریخ یک ماه پیش رو وارد کردم و به راحتی یه جدول داشتم با اطلاعات سرعت غیر مجاز ، شتابهای غیر مجاز ، مدت زمان حرکت با دور موتور غیر مجاز ، کارکرد درجا  حتی مدت زمان سرعت غیر مجاز رو هم بهم داده.اسم راننده هایی که بیشترین شتاب و سرعت داشتن رو روی یه کاغذ نوشتم . ساعت ۸:۵۰ بود و من ۲۰ تا گزارش آماده کرده بودم.بیست دقیقه بیست گزارشی رو آماده کردم که بیست روز پیش قرار بود امروز همشونو تحویل بدم.و مهمتر از همه میتونستم یه ۲۰ عملکردی عالی با خبر کاهش ۲۰ درصدی هزینه ها از رئیس بگیرم.

از پشت میزم بلند شدم، سرمو بالا گرفتم، در اتاق رو محکم باز کردم… پیش به سوی اتاق رئیس.